تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
در زمان يوشع بن نون يا حضرت موسى كه به آنها گفته شد از طرف خداوند بگويند حطه و آنكسانيكه ظلم كردند آن قول را تبديل كردند بقول ديگر و معنى ندارد بنى اسرائيل زمان موسى ظلم كنند آل محمد صلوات الله عليهم را و شايد امام عليه السلام تنظير كرده حال امت اسلام را به حال بنى اسرائيل و همچنانكه ظالمين بنى اسرائيل قول مأمور را تبديل بقول ديگر كردند همچنين ظالمين اين امت هم نسبت بآل محمد ( ص ) امر الهى را تغيير دادند و راوى ملتفت نشده يا فراموش كرده و گمان نموده امام مىفرمايد لفظ آل محمد در صريح آيه مذكور است . و بعضى موارد ممكن است امام براى توضيح و تفسير كلمه در بين آيه فرموده و راوى آن را جزء آيه پنداشته است مثل
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ
فى على كه لفظ فى على براى بيان مراد از آيه است و همچنين
لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ
( لم تبدلكم )
إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ
كه لفظ لم تبدلكم را امام براى توضيح بيان فرموده نه جزء قران باشد نظير اينكه مفسّرين در
إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ
گويند و اذكر يا محمد اذ قال ربك و بيشتر احاديث در قرائت اهل بيت از اين قبيل است و در اتقان سيوطى از حسن نقل مىكند كه اينطور قرائت كرده
إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها
الورود الدخول و البته جمله الورود الدخول تفسير است و ناقل اشتباه كرده . علاوه براينكه غالبا از غلاة و مجاهيل و ضعفا يا اخبار مرسله‌ايست كه اعتماد بر هيچ يك نيست مخصوصا آنچه از كتاب بسيارى نقل شده كه علما تصريح به بىاعتبارى آن كرده و بهرحال غلو در نسبت طعن به خلفاء ثلاثه تا اندازه‌اى كه اساس اسلام را متزلزل كند بسخنان واهى جائز نيست .

فصل 5 در قاعده تفسير و احكام آن

تفسير براى مردم زمان ما بايد داراى مقاصد ذيل باشد . اول اينكه لغات عربى آن موافق آنچه در زمان حضرت پيغمبر معمول بوده و مردم لفظ را براى آن معنى استعمال مىكردند بيان شود زيرا كه ممكن است لغتى در زمان آن حضرت معنائى داشته و در زمان ما معنى ديگر در اين صورت تحقيق