طبيب مريض است و هم مريض ؛
گر مسلمانى از اين است كه حافظ دارد * آه اگر از پى امروز بود فردائى
ديگر گوركنها كه پشت هم روزانه چقدر مردهها را در قبر مىگذارند و خودشان چه قدر قساوت و غفلت دارند . گويا اينگونه شغلهاى بنده و جنابعالى و گوركنى قساوت و غفلت مىآورد و انسان بدانها معتاد مىشود . خداى متعال عاقبت را خير كند .
هنوز آقاى دكتر حسن آقاى سپهرى جوان است ، إن شاء الله تعالى عمرش كه از صد و بيست سال متجاوز شد آن وقت تسبيح در دست مىگيرد و مثل ديگر خشك مقدّسهاى روز بس بس مىكند و در آنگاه سعادت خويش را تأمين و تحصيل مىكند . آرزو براى جوانان عيب نيست .
شايد افرادى باشند كه نگذارند دوست عزيزم به فكر خود باشد . و يا اقتضاى عصر اجازه نمىدهد ، و يا آقا خيال مىكند كه اگر خويشتن را دريابد چه خواهد شد ؟ ! نه مزاحم كارت هست نه مانع بازارت اينكه هستى و هرچه دارى و البتّه هزار بار از آن بهتر خواهد شد بلكه بالاتر بالاتر بالاتر ؛ بازهم بالاتر بالاتر بالاتر ؛ بازهم بالاتر بالاتر بالاتر . اين خداوند صادق الوعد است كه مىفرمايد :
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ
( يونس 27 ) . و مىفرمايد :
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
( ق 36 ) .
خواهى فرمود : آيا خودت بيدارى يا واعظ غير متّعظى ؟
عرض مىشود من اگر در خوابم جنابعالى چرا در خواب باشى ؟
من اگر نيكم و ار بد تو برو خود را باش * هركسى آن درود عاقبت كار كه كشت
خواهى فرمود :
اين بيدارى چيست و از كجا بايد به دست آورد و بيدار كيست و به قول سنائى :
عالمت خفته هست و تو خفته * خفته را خفته كى كند بيدار ؟
عرض مىشود : كه جناب دوست لا تأخذه سنة و لا نوم . و فرمود : و الذين جاهدوا فينا