نبود ، پس آن بزرگوار سيّد جميع عالم و اولين ظاهر در وجود است . و از آدميان نزديكتر از همه به حقيقت محمد - ص - على بن ابى طالب امام عالم و اسرار جميع انبياء است .
تبصره : در كتب اهل سرّ مىخوانى كه باء نبىّ ( ص ) است ، و نقطه تحت آن ولى . اين سخن از اين روى است كه باء تعين پيدا نمىكند مگر به نقطه ، چنانكه نبى متعين و متكمّل نمىشود مگر به ولايت .
و گاهى برخى از مشايخ چون شيخ شبلى از خود خبر مىدهد كه « انا النقطة التى تحت الباء » . اين سخن را از اين روى گفته است كه اشاره به عدم و شكستگى نفس خود كرده است ، زيرا كه نقطه تحت باء را خود وجودى نيست بلكه وجود او در ضمن باء است .
و مىتواند بود كه از زبان انسان كامل حكايت كند چنانكه عارف بسطامى از زبان حق تعالى حكايت كرده است كه « لوائى اعظم من لواء محمد » ، و بابا طاهر از زبان انسان كامل كه :
مو آن بحرم كه در ظرف آمدستم * مو آن نقطه كه در حرف آمدستم
و از اينگونه تعبيرات ديگر هم دارند ، و بنابر آنچه تحرير و تقرير كردهايم براى هوشيار در پىبردن به وجه تعبير بدانها كفايت است .
فائده ديگر در اينكه الف قطب حروف است : اشارتى كردهايم كه الف قطب حروف است ، اكنون در توضيح آن گوييم كه الف در همه حروف يا بىواسطه و يا باواسطه در كار است و مقوم هر حرف است و به منزلهء ماده آن حرف است . أمّا بىواسطه مثل با تا يا ثا صاد ضاد واو ، و أما به واسطه مثل ميم و نون و جيم و سين كه قوام آنها بر واو و يا است و قوام واو و يا به الف است علاوه بر اينكه هريك از واو و ياء در مقام الف قرار مىگيرند چنان كه در كلمات عرب نظير بسيار دارد ، و به اين سبب آن را قطب حروف گويند ، و به همين جهت اين اسم شريف را حرف ذات اقدس حق دانند كه ظهور حق در صور موجودات چون ظهور الف است در صور حروف .