و دربارهء او فرمودهاى : و آتيناه الحكم صبيا ، و عيسى را در كودكى گويا كردهاى كه انى عبد الله گفت حسن بن عبد الله چهل و چهار ساله را حكم و زبانى ده .
آفريدگارا غبطهء فرستادگانت را مىخورم كه وقف تو بودند ، و از ملائكه عالين لذّت مىبرم كه مات تواند اين آفريده را به خود واقف گردان تا وقف تو و مات تو شود .
آفريدگارا تو پاكى و پاكانت به سويت راه دارند ياريم كن تا همواره تن و جانم پاك باشد .
آفريدگارا جهان را بهشت مىبينم و از زيبايى آن لذت مىبرم جمال تو كه جهان آفرينى تا چه اندازه دلنشين خواهد بود .
آفريدگارا مىبينم كه همه چشم گشودهاند و مرا مىبينند و از من آگهى دارند از روى آنها شرم دارم تا چه رسد از روى تو .
آفريدگارا مرا به سجدههاى طولانى مدد فرما و شب زنده داريم ده كه نواى سحر دلسوختگان از نغمههاى مرغان بهشتى گيراتر است .
فروغ فروغى بسطامى فزون باد كه گوهر غزلى پر فروغ آورده است :
مردان خدا پردهء پندار دريدند * يعنى همه جا غير خدا هيچ نديدند
هر دست كه دادند ازان دست گرفتند * هر نكته كه گفتند همان نكته شنيدند
يك طائفه را بهر مكافات سرشتند * يك سلسله را بهر ملاقات گزيدند
يك فرقه به عشرت در كاشانه گشادند * يك زمره به حسرت سر انگشت گزيدند
جمعى به در پير خرابات خرابند * قومى به بر شيخ مناجات مريدند
يك جمع نكوشيده رسيدند به مقصد * يك قوم دويدند و به مقصد نرسيدند