Skip to main content

هزار و يك كلمه (فارسى) — Page 391

Contributors:

P.391
دائم هميشگى ( يعنى از دنيا براى عقبى يا از تن براى جان ) . مردى كه از خدا بترسد و حال آن كه تا هنگام اجل فرصت دارد و عمل او مورد نظر است ( يعنى تا زنده است به عمل كوشد و براى روز تنگدستى خويش كارى كند ) مردى كه چارپاى سركش نفس را لگام زده و مهار كرده پس به لگامش ويرا از معاصى باز مىدارد و به مهارش به سوى طاعت خدا مىكشاند . و آخر دعويهم أن الحمد للّه ربّ العالمين .