شئون ذات واجب الوجودى است كه
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
، « 1 » و ديگر اسم اسم است كه لفظ است و مرتبه عاليه اسم قرآنى و عرفانى اوّل است نه دوم ،
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 2 » هر چند هر يك از اسم و اسم اسم را به حكم محكم شرع مطهر احكام خاصه است .
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
« 3 » در اين كريمه فله را مرجع نبود پس حكم مىفرمايد كه هو را اسماى حسنى است . آرى
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
.
تمثيلا گوييم : ذات با صفت معينى كه اسم است به مثل چنين است كه امواج دريا تطورات شئون و شكنهاى آب دريايند . هر موجى آب متشأن به شكن و حدى است و اين امواج را استقلال وجودى نيست ؛ اگر چه هيچ يك دريا نيستند ؛ ليك جداى از دريا هم نيستند . ذات آب با شكن خاصى موجى است و اين موج يكى از اسماء است و موجى ديگر اسمى ديگر است . و چون بخواهيم براى اين اسماى شئونى دريا ، الفاظى به اقتضاى خواص آب در اين مظاهر ، و به حسب غلبه وصفى از اوصاف آن وضع كنيم ، اين الفاظ اسماى آن اسماى شئونى هستند كه اسماى اسمايند .
اى برون از وهم و قال و قيل من * خاك بر فرق من و تمثيل من
چنين صواب مىبينيم كه كلماتى چند از اساطين فن عرفان در تعريف اسم به عنوان زيادت بصيرت نقل كنيم :
علامه قاسانى در اصطلاحات فرمود :
هامش
( 1 ) رحمن / 31 .
( 2 ) بقره / 33 .
( 3 ) اسراء / 112 .