آيتى ديگر ، بهتر از آن يا همانند آن مىآوريم . هيچگاه زمين خالى از حجّت حق و نمايندگان حجّت حق نخواهد بود . هيچگاه خداوند بندگانش را بى مربّى و بىسرپرست و بى معلّم نمىگذارد ، اگر آيتى از اين نشأه رخت بربست ، آيت ديگر جانشين او مىشود ، اين سنت الهى است
« فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا »
« 2 » همواره حجّت بر مردم تمام است .
حضرت علامه طباطبائى در زمرهء اين گونه اوتاد و ابدال بود كه بايد گفت :
گرچه از هر ماتمى خيزد غمى * فرق دارد ماتمى تا ماتمى
اى بسا كس مرد و كس آگه نشد * مرگ او را مبديىّ و مختمى
اى بسا كس مرد و در مرگش نسوخت * جز دل يك چند يار همدمى
ليك اندر مرگ مردان بزرگ * عالمى گريد برايد عالمى
لاجرم در مرگ مردانى چنين * گفت بايد اى دريغا عالمى
علامه طباطبائى عالمى بود كه از ميان عالمى رخت بربسته است .
از شمار دو چشم يك تن كم * و ز شمار خرد هزاران بيش
خداوند متعال توفيق معرفت و نيل به افكار عاليهء الهيّهء علماى به حق را به همهء ما مرحمت بفرمايد .
از جنبهء بعد عرفانى آن بزرگ مرد متألّه ، بايد به عرض برسانيم كه آن جناب هم در عرفان علمى ، و هم در عرفان عملى ، به كمال و فعليّت رسيده بود .
عرفان عملى وابستهء به راه افتادن و نحوهء چشيدن و گرفتن و يافتن و رسيدن هر نفس مستعدّ به كمال مطلوب خود است ، لذا خيلى آدم پخته و ورزيده مىخواهد تا معارف و اسرار يافتهاش را به قلم و بيان درآورد .
هامش
( 2 ) . سورهء فاطر / 44 .