اصل 15 - اگر سلسله موجودات منتهي به موجودى شود بايد آن موجود غايت غايات و كمال كمالات و نهايت و منتهاى همه هستيها باشد و مادون او همه محتاج او ، و در وى حركت متصور نبود .
اصل 16 - هر موجودى در حدّ خود تام و كامل است ، تامّ و اتمّ و كامل و اكمل از قياس پيش مىآيد .
اصل 17 - هيچ چيز در حدّ خود و در عالم خود شرّ و بد نيست ولى قياس و نسبت با اين و آنكه به ميان آمد سخن از شرّ و بد به ميان مىآيد .
خلاصه دو اصل اخير : هيچ موجودى در حدّ خود نه ناقص است و نه شرّ .
اصل 18 - نطفه و مربّى و اجتماع و معاشر از اصولىاند كه در سعادت و شقاوت انسان دخلى به سزا دارند .
اصل 19 - حركت : خارج شدن موضوعى است از فقدان صفتى و كمالى بسوى وجدان آن كمال و صفت بطور تدريج و وجود هر جزء بعد از جزء ديگر . و خلاصه حركت عبارت است از خروج شيء از قوّه در امرى به فعل تدريجا .
اصل 20 - براى متحرك بايد مخرجى باشد كه وى را از نقص بدر برد و به كمال رساند .
اصل 21 - ما با حركت و در حركت و در جهان حركتيم .
اصل 22 - كتاب و آموزگار از وسائل و معدّاتند ، دانشدهنده ديگرى است .
اصل 23 - آن گوهرى كه بلفظ من و أنا و مانند اينها بدان اشارت مىكنيم موجودى غير از بدن است .
اصل 24 - انسان از مرتبه نفس تا مرحله بدنش يك موجود متشخّص ممتدّ است ، و به عبارت ديگر انسان موجود ممتدّى است كه از مرحلهء أعلى تا به انزل مراتبش همه يك شخصيّت است .
اصل 25 - جميع آثار بارز از بدن همه از اشراق و افاضه نفس است . « شيخ رئيس
گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 73
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٧٣