تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
« 1 » .
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
- إلى قوله سبحانه -
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ .
« 2 » همين خلق شده از سلالهء طين و ماء مهين و حمأ مسنون متدرجا به جائى رسيد كه :
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ ،
انشاء ايجاد جديد است كه احداث امر ديگرى است ، يعنى همان موجود زمينى آسمانى گشته است و همان مادّى سابق ، انسان شده است . 78 . آن‌كه در خوراك مادّى خود درايت به كار دارد ، داند كه : « بطنه مضادّ فطنه است و بلاهت زايد و فتنه ببار آرد » . 79 . آن‌كه با ياد خدا همدم نيست ، آدم نيست . 80 . آن‌كه به سير معنوى خود توجّه كند ، يابد كه : شهود طلعت سعادت و ارتقاى به جنّت قرب و لقاء و مكاشفات انسانى مر اهل همّت و استقامت راست ، نه صاحب حال موقّت را كه نصاب نصيب او قيل و قال است . 81 . آن را كه تسليك نفس به دشت و دمن حضيره قدس است ، با حفره لاى و لجن طبيعت چه انس است ؟ 82 . آن‌كه در خواسته‌هايش دقّت كند ، مطلقا به كمال رسيده را خواهد ، كه شىء تا به كمالش نرسد خواهان ندارد ، پس چگونه دربارهء خود مىخواهد ناقص و خام بماند . 83 . آن‌كه در كار حواس و عقل بينديشد هريك را جاسوسى در حفظ و بقاى شخص مىيابد ، مثلا شخص غذا مىخواهد ، باصره ديدبانى مىكند و تميز ميان غذا و جز آن ميدهد ، با بار دادن باصره ، همين كه دست بدان رسيد لامسه بار نميدهد كه داغ
هامش
( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 26 . ( 2 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 14 .
گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 25 | حسن حسن زاده آملى