پرش به محتوای اصلی

كلمه عليا در توقيفيت اسماء (فارسى) — صفحه 52

پدیدآورندگان:

ص۵۲

باب 8 [ در اطلاق اسماى الهى با مراعات ادب مع الله - عز اسمه - ]

اين باب در اطلاق اسماى الهى با مراعات ادب مع الله است عز اسمه و تعالى شانه . انسان چشم مى گشايد و در دار وجود هر چه مى بيند جمال و جلال است ، و هر چه تماشا مىكند حقيقت و كمال است ، به هر سو رو مى آورد نور و حيات است ، در هر چه فكر مىكند حيرت آور و مملو از اسرار وجود است . خويشتن را به صفات و اسمائى بيكران مرتبط با همه و همه را مرتبط با خود و همه را مرتبط با همه مى بيند . وحدت صنعى را مشاهده مىكند كه به اندازه يك ميكرون در آن خلل راه نمى يابد . وحدت صنعى كه وجود و حيات و قدرت و علم و تدبير و ديگر اوصاف كماليه است ، از وحدت صنع به وحدت صانع پى مى برد ، و سلسله موجودات را به واجب الوجود بالذات مى رساند ، و ما سوايش را قائم به او مى يابد . يعنى كمال مطلق را كه ذوالجلال و الاكرام است در همه جا و بر همه چيز حاضر و ناظر و قاهر مى يابد ، و اوصاف و اسمايش را لا تعد و لا تحصى مى شناسد . و او را از نقص و حد منزه مى دارد ، سبوح قدوس مى گويد . صمدش مى يابد كه پر است و كم ندارد ، پرى بى كران كه حد ندارد يعنى زوج تركيبى را به حريم ذاتش راه نيست پس فرد حقيقيش مىداند و خير محضش مى يابد كه خردلى رقم شر از قلم صنع‌ش صادر نشده است . تمام خيرات را از او مى بيند ، و همه را خيرات مى بيند و جز خير نمى بيند . از ذره تا بيضاء را ، از ازل تا ابد را اسماء حسنى او مشاهده مىكند ، و همه را روابط محض و صرف آن واجب بالذات مى بيند . نه كثرتش حاجب وحدت است و نه وحدتش حاجب كثرت ، يعنى او را يكتاى همه مى يابد . و او را قيم و قيوم همه مى نگرد . و و و ، و ميلياردها و به توان ميلياردها و ، كه
تا قيامت گر بگويم زين كلام
صد قيامت بگذرد وين ناتمام
لذا هر داناى رسيده از هر قبيله به زبانش براى رساندن اين معانى لفظ محاكى آنها را
كلمه عليا در توقيفيت اسماء (فارسى) — صفحه 52 | حسن حسن زاده آملى