تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
خداوند به او اسحاق و اسماعيل را داد ولى خدا مىگويد اسحاق و يعقوب را به او داديم تا بيانگر استمرار خط رسالت باشد . [ 50 ]
وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا
و رحمت خويش را به آنها ارزانى داشتيم و سخن نيكو و آوازهء بلند داديم . » اين خاندان يك خاندان نمونه است . هر گاه بخواهند به يك خاندان نمونه مثل زنند به خاندان ابراهيم مثل مىزنند . هنوز پس از بيش از پنج هزار سال كه از آن زمان مىگذرد در عالم دو ميليارد انسان از ابراهيم به عظمت ياد مىكنند و اين يكى از معانى سخن نيكو و آوازهء بلند است . / 61 بدين سان مىبينيم كه ابراهيم ، پدر و مردمش را ترك گفت و از ايشان كناره گرفت ولى البتّه پس از آن كه حجّت را بر ايشان تمام كرد و با تمام نيرو كوشيد آنها را هدايت كند و هنگامى كه آنها را ترك كرد خداوند مردمى بهتر را در تماس با او قرار داد و آنها را جلودارانى شايسته براى ديگران قرار داد . بنا بر اين پيوند ما با پدران و اطرافيانمان بايد پيوندى مكتبى باشد كه توحيد و ايمان به خدا بدان جهت دهد . آخرين انديشه اين كه : جوامع انقلابى و مكتبى همان جوامعى هستند كه در برابر ترور و وحشت تسليم نمىشوند ، ولى آدمى چگونه مىتواند از وحشت رهايى يابد و چگونه مىتواند در برابر آن ايستادگى كند ؟ اين كار از طريق ساختن خانوادهء او بر اساس آزادى ، شدنى است ، زيرا شخصى كه در خانه تسليم وحشت پدر مىگردد نمىتواند در برابر وحشت نظام مقاومت كند . وحشت نظام ، چهره‌اى است از وحشت خانواده و هر گاه آدمى توانست از وحشت خانواده رهايى يابد و خويش را از آن جامعهء تنگ اختناق آور برهاند فردا خواهد توانست با وحشت سلطه‌هاى ستم پيشه مقابله كند ، ولى كسى كه امروز از هيبت پدر مىهراسد آيا فردا تسليم نظام فاسد نخواهد بود ؟ ! خانواده ، مادر حقيقى جامعه است و لذا داستان ابراهيم با پدرش براى ما روشن مىسازد كه : گام نخست در آزاد سازى جامعه همان آزاد سازى خانواده است