فصل نهم در اختلافات سنوح احوال دعات و نحوهء افاضهء القاءات
دو مطلب در اين فصل براى اهل ذكر و دعا و وحدت و خلوت و سلوك و رياضت كه به كمال انقطاع إلى اللّه نائل آمدهاند اهميّت بسزا دارد كه حقّا سهل انگارى در توجّه بدين دو مطلب نارواست و بايد اين كنوز اسرار را قدر دانست .
مطلب اول اينكه : در كتب و رسائل ارباب سير و سلوك مثل « تحفة الملوك » سيّد بحر العلوم و غيرها ، سنوح احوالى از خودشان در اثناء سير و سلوك خبر مىدهند مثلا در همين « تحفه » فرمايد : « و از جملهء آثار ، به صدا آمدن قلب است ، و در مبادى آوازى مانند آواز كبوتر و قمرى از او ظاهر شود ، و بعد از آن صدائى چون انداختن مهره در طاس كه در آن پيچد مسموع شود » - الخ .
و همچنين ديگران حكاياتى از خود دارند . غرضم اين است كه آگاهى بدين گونه احوال رهزنت نشود كه بايد به همان كيفيّت براى توهم پيش آيد چه اينكه وجودات مقيّده را احكام متخالفه است و هر يك را حكمى خاص . براى هر شخص به وفق اقتضاى استعداد و تركيب مزاج و قابليّت او در اثناى سير و سلوك وارداتى روى مىآورد . همانطور كه چهرهها و لهجهها مختلفاند استعدادها نيز مختلفاند و مطابق اختلاف استعداد واردات قلبى و آثار وجودى و استفاضهء فيض الهى مطلقا گوناگوناند
وَ اللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ فِى الرِّزقِ
[ 162 ] ( نحل : 72 ) ،
وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيّين عَلى بَعْضٍ
( اسراء : 56 ) ،
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
[ 163 ]