أَمْثالِها
« 1 » و گاهى يكى هفتصد تا ، و گاه يكى مضاعف هفتصد است و گاه زياده كه آن را غايت و نهايت نبود ، بخلاف سيئه كه فلا يجزى الامثلها .
نگارنده رساله اى مفصل و مستدل در اتحاد عاقل و معقول تأليف كرده است و در يك يك مطالب فوق به مبانى حكمت متعاليه بحث كرده است و به بسيارى از لطائف اشارات سفراى وحى تمسك جسته است و كثيرى از آيات و روايات را در آن شرح كرده و بيان نموده است .
تعليقه 17 رأى شامخ متوغلين در حكمت متعاليه كه معاضد به تأييد و تصديق و امضاى وسائط فيض حق تعالى است اين است كه علم و عمل هر دو جوهر بلكه گوهرى فوق مقوله جوهرند ، و هر دو انسان سازند ، و جز انفس عمل است .
إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
« 2 »
فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
« 3 »
و قيامت هركس قيام كرده است و يوم تبلى السرائر هر فرد فرا رسيده و هر شخص با صورت علم و عمل خود محشور است و صورت آنها را كه همان حقيقت انسان است اطوار است
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
« 4 » و هر طورى از اطوار را حكمى و صورتى است ، دهدار
هامش
( 1 ) سوره انعام ، آيه 163 .
( 2 ) سوره هود ، آيه 47 .
( 3 ) سوره يس ، آيه 55 .
( 4 ) سوره نوح ، آيه 15 .