غرض از نقل واقعه كريستف كلمب ان است كه نظير همين روىداد قبل از وى براى خواجه طوسى پيش آمد كه پس از چند سطرى آن را حكايت مىكنيم .
اينك گوئيم كه در كودكى و خردساليم چند بار ديدهام كه ماه يا آفتاب را ظل گرفته بود ، و مرد و زن مسلمان آن روز به دلسوزى سر و سينه مىزدند و گريه مىكردند كه ظل ، اژدهايى دشمن ماه و آفتاب است و او را دهن كشيده و مىخواهد بخورد ، لذا ظروف كهنه مسين به خصوص طاس و طشت و ديگ را باژگونه كرده سخت مىكوبيدند كه ظل رم كند و از ماه يا آفتاب دست بردارد . و ظل را دشنام مىدادند و سخت نفرين مىكردند . و گاهى هم همه با هم يك دهن همهمهها و هياهوهاى مهيب و هلهلههاى هولناك سر مىدادند ، و مردها پىدرپى بسوى ماه يا خورشيد تفنگ شليك مىكردند كه ظل بترسد و خود را كنار بكشد . و چون انجلاء آغاز مىشد به گمان اينكه اژدهاى ظل از صداى مس و فرياد و تفنگ آنها ترسيده است و دارد خود را كنار مىكشد و ماه يا آفتاب را رها مىكند به شور و هيجان بيشتر مىافتادند و به اضعاف آنچه كرده بودند عمل مىكردند . و شايد اين پندار و آيين تا امروز هم ادامه داشته باشد .
از اين رسم و آيين عوام مسلمانان چنين گمان افتد كه اجراى يك سنّت دينى و دستور قرآنى آنان است . و لكن حقيقت امر آن است كه خواجه نصير الدين طوسى با بناى رصدخانه مراغه و تدوين و تنظيم زيج ايلخانى وقوع خسوفى را در اواسط يك ماه قمرى استخراج كرده بود ، و قبل از وقوع خسوف آن را به اطلاع هلاكوخان مىرساند ، و هلاكو هم با همه تحمّل مخارج و مشكلات در بناى رصدخانه و ترتيب زيج ايلخانى توقّع و انتظار اين گونه نتيجه رصدى را نيز داشت . خواجه طوسى كه صدر اعظم بود ، قضا را در يكى از لشكركشىهاى هلاكوخان نيز با اردو بوده است كه مصادف مىشود با شب انخساف قمر ، تصادفا در ساعت معين خسوف چون
ده رساله فارسى (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٩٢