ترجمت عبارت مذكور بيرونى به قلم استاد علّامه ابو الفضائل حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى قدّس سرّه اينكه : گويد از ابو سعيد سجزى اسطرلابى بسيط ديدم كه از شمالى و جنوبى مركب نبود و آن را زورقى ناميدى ، آن عمل زياده مرا پسند افتاد ، وى را بسيار تحسين كردم چه آن را بر اصلى قرار داده بود قائم بذات . بنيان آن عمل و مدار آن صنعت بر عقيدت مردمى بوده است كه ارض را متحرك دانسته و حركت شبانهروزى را به فلك منسوب ندانستهاند ، قسم به جان خود كه آن عقيدت شبهه ايست كه تحليلش در نهايت دشوارى است ، و قولى است كه رفع و ابطالش در كمال صعوبت است . مهندسين و علماء هيأت كه اعتماد و استناد ايشان بر خطوط مسّاحيه است در نقض آن شبهت و ردّ آن عقيدت بسى ناچيز و تهى دست باشند ، و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقرير دليلى نتوانند نمود ، و اين معنى مايه طعن ايشان نشود زيراكه حالت مرئيه را چه از ارض دانند و چه از سماء شناسند در هر حال به صناعت ايشان زيانى نرساند ، و اگر دفع آن شبهت در حيّز امكان آيد و در آن باب ياراى دم زدن باشد به افكار و انظار طبيعين فلاسفه منوط است » اين بود عبارت آن جناب در ترجمت عبارت بيرونى .
نظر ما از نقل عبارت بيرونى چند مطلب است :
مطلب اوّل ، اينكه پيشينيان قائل به حركت وضعى و انتقالى زمين بودهاند ، و كپرنيك و گاليله بدان متفرد نبودهاند .
مطلب دوم ، اينكه مهندسان و علماء هيأت ، اعتماد و استناد ايشان بر خطوط مسّاحيه است كه در هيأت به افلاك رياضى اكتفاء كردهاند .
مطلب سوم ، اينكه حركت و سكون ارض يك مسأله طبيعى است ، و اثبات هر يك از آن دو و ردّ ديگرى به افكار و انظار طبيعين فلاسفه منوط است .
ده رساله فارسى (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٧٦