فلك اول
قوله سبحانه :
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
« 1 » .
و قوله تعالى شأنه :
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
« 2 » .
بحث از فلك هم در طبيعيات و الهيات فلسفه به ميان آمده است ، و هم در كتب هيأت ، و هر يك را در اثبات آن نظرى خاص است كه گفته آيد .
اما در طبيعيات فلسفه يك بار براى اثبات محدّد الجهات بحث از فلك را پيش كشيدهاند كه ماهيت و صورت آن چيست ، و يك بار براى اثبات محرّك اجرام علوى كه ستارگانند . سپس مسائلى متفرع بر اثبات افلاك در الهيات فلسفه ذكر كردهاند .
اما در علم هيأت غرض و نظر اولى از افلاك ، فقط مدارات و دوائر است .
پس از آن براى تسهيل در تفهيم انواع حركات كواكب ، افلاك مجسّمه يعنى آسمانهاى جسمانى تصوير كردهاند . و در حقيقت بحث از افلاك مجسّمه در كتب هيأت ، دخيل و استطرادى است نه اصيل و استقلالى . و به تعبيرى بحث از افلاك مجسمه در علم هيأت ، نظير بحث از الفاظ در علم منطق است .
هامش
( 1 ) . انبياء / 34 .
( 2 ) . يس / 41 .