نگارنده گويد كه مطلب فوق در جواب سؤال از پيوند اعضاء كلامى كامل و در غايت اتقان است و لكن سؤالى ديگر در اصل جواز قطع اعضاء پيش مىآيد زيرا كه در شرع از مثله انسان بلكه حيوان نهى شده است .
در نهج البلاغه و در بسيارى از جوامع و مصادر روائى فريقين در ذيل وصيت حضرت امام امير المؤمنين على عليه السّلام به فرزندانش امام حسن و امام عليهما السّلام پس از ضربت خوردنش از ابن ملجم آمده است كه :
ألا لا يقتلن بى إلا قاتلى . أنظروا إذا أنا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة و لا يمثل بالرجل فانى سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم يقول : إياكم و المثلة و لو كان بالكلب العقور . « 1 »
ترجمه : آگاه باشيد كه به كشته شدن من نبايد كسى - بجز كشنده من - كشته شود . پس بزنيد او را ( قاتل مرا ) يك بار زدنى در ازاى يك بار زدنش ( يك ضربت شمشير در مقابل يك ضربت شمشيرش ) و آن مرد ( يعنى ابن ملجم ) نبايد مثله بشود ، زيرا كه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شنيدم كه فرمود : از مثله حذر كنيد اگر چه به سگ گزنده باشد .
ابن ابى الحديد در پايان شرح همين وصيت از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم روايت نقل كرده است كه فرمود : لا مثلة ، المثلة حرام . « 2 »
و بدين مفاد و مضمون در نهى از مثله ، روايات ديگر نيز در جوامع روائى فريقين مروى است .
در منتهى الارب فى لغة العرب گويد : مثله بالضم گوش و بينى بريدگى اسم مصدر
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ص 978 ، قسم كتب و وصاياى آن حضرت .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه از ابن ابى الحديد ، ص 313 ، ط رحلى سنگى .