و از جمله اطباى بزرگ يكى يوحنا پسر ماسويه است كه طبيب مخصوص هارون رشيد بود و در نزد وى منزلتى تمام داشت . اين دانشمند داراى مؤلفات كثيره است مانند كتاب برهان و كتاب بصيرت و كتاب حميات و كتاب فصد و حجامت و كتاب جذام و كتاب اغذيه و كتاب معده و كتاب ادويه مسهله حنين بن اسحاق عبادى كه يكى از مترجمين اربعه ياد شده است ، شاگرد يوحنا بوده است و در نزد مأمون تقرب زيادى داشت و داراى مؤلفاتى است از قبيل كتاب اغذيه و كتاب تدبير ناقهين و كتاب ادويه مسهله و علاوه به طريق سؤال و جواب كتابى در فن نظرى و فن عملى طب تاليف كرده معروف به « مسائل حنين » .
يكى از شاگردان حنين خواهر زادهاش به نام « حبيش اعسم » برخى مطالب مهم بر كتاب مسائل حنين افزوده است .
و شيخ عبد الرحمن نيشابورى كه از فحول اطباء مىباشد شرح مبسوطى در دو مجلد بر آن نوشته و از كتب عمده طب بشمار مىآيد بالجمله پس از آنكه كتب بقراط و جالينوس را ترجمه نمودند اطباى اسلام پيروى استنباطات اين دو دانشمند يوحنا و حنين را كرده و مؤلفات بسيارى تاليف نمودند .
و از جمله آنان محمد بن زكرياى رازى است كه طب را از حكيم ابو الحسن بن زيد طبرى صاحب كتاب فردوس الحكمه اخذ كرده بود . رازى مطالب مهمه كتب بقراط و جالينوس را جمع كرده در قريب سى مجلد آنها را ايراد نمود و اسم آن را حاوى كبير گذاشت . از اين جهت است كه گفتهاند : « علم طب معدوم بود بقراط آن را ايجاد نمود و مرده بود جالينوس احيائش كرد ، و متفرق بود رازى جمعش نمود ، و ناقص بود شيخ رئيس ابو على سينا تكميلش كرد » .
محمد زكرياى رازى در سال 320 هجرى پس از آنكه از دو ديده نابينا شده بود وفات كرد و در سبب كورى آن چنين نوشتهاند كه در اثبات صناعت كيميا از
ده رساله فارسى (فارسى) — صفحة 408
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٠٨