مىگذريم كه قسمتى از مقالتى را كه روزگارى پيش از اين در اثناى استخراج تقويم ساليانه نگاشته و درج كردهايم نقل مىكنيم :
هوا جرميست شفّاف و از هر طرف بر زمين احاطه دارد ، و ضخامتش را اعنى حجم و بعدش را از سطح زمين تا محدّب آن ، قدماء قريب هفده فرسنگ ، و متأخرين حدود بيست فرسنگ گفتهاند . و چون هوا ذرّات متراكم و انباشته است قهرا طبقه بالاى آن رقيقتر از پايين است ، و هر چه به بالا نزديكتر شود رقتش بيشتر باشد لذا هوا را طبقات عديده بود . و باز غير از كره هوا جسمى بسيار شفافتر و لطيفتر از هوا موجود است كه آن را اثير گويند - چنان كه قدماء كره نار را اثير مىگفتند ، مثلا در كشف المراد شرح تجريد گويد :
و اما النار البسيطة التى هى الفلك الأثير فانها كذلك الخ . « 1 »
كه بر كره اطلاق فلك نيز كرده است - اتر كه امروز سر زبان است مفرنس همين اثير است يعنى اثير را بفرانسه تعبير به اتر مىكنند
( Ether )
اتر جسم رقيق سيال منتشر در فضاء است ، و بكلّيه اجسام نفوذ نموده و عامل انتقال نور و حرارت و برق و مانند آنها مىباشد ، چه اشيايى كه دور از ما واقعاند كه به چشم ظاهر و نمايان مىشوند ، ناچار بايد يك چيز مخصوص از مواد شفاف عامل انتقال فيما بين چشم و آن اشياء در فضا موجود باشد .
هوا باعث انتشار و تفرق نور ، و وسيله روشنائى اشياء است . و آثار فجر و شفق و رنگ كبود يا لاجوردى آسمان همه بسته بوجود هوا و طبقات گوناگون آنست .
نور يكى از عاملهاى طبيعى است كه بواسطه اثر او در شبكه چشم عمل ابصار براى ما حاصل مىگردد . و آن شعبه علم فيزيك را كه از حقيقت و اصول قواعد نور
هامش
( 1 ) . ص 160 ، بتصحيح و تحشيه راقم .