است : اشاره الى بعض المراتب الكلية و اصطلاحات الطائفة فيها . « 1 »
و ميرداماد در قبس عاشر قبسات « 2 » ، و صدر المتألهين در جلد ششم اسفار طبع اول « 3 » و ديگر موارد موقف هفتم آن ، در لوح و قلم و نظائر آنها مطالبى بسيار بلند و تحقيقاتى سودمند آوردهاند . به خصوص در فتوحات مكيه كه شيخ تضلع علمى خود را به خوبى معرفى كرد و بعد از وى در اين امور به از او نگفتهاند و بجز از گفتار او نياوردهاند .
و نيز متأله سبزوارى در شرح اسرار دفتر سوم مثنوى « 4 » در ن و ق بيانى شيرين دارد .
و از آنكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : فؤاد عبد لوح ملكين است نيز اشارتى بدين مطلب است كه سير در عوالم انفسى راهنماى به عوالم آفاقى است كه در تطبيق عالم صغير و كبير سخنها بسيار رفته است و از اين مقايسه مطالبى پديد آمده است . من عرف نفسه فقد عرف ربه .
از اين مباحث و اشارات فوق بايد پى ببرى آسمانى كه وحى از آنجا نازل مىشود و ملك از آنجا فرود ميآيد چيست ؟ و بدانى كه ملائكه را كه مدبرات مادون خودند مراتب مختلف و مقامات و درجات متعدد است ؛
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
. « 5 »
از قواى نظام هستى مطلقا تعبير به ملائكه و املاك فرمودهاند . مثلا دو قوه شهويه
هامش
( 1 ) . ص 11 ، ط 1 .
( 2 ) . ص 279 ، ط 1 ، و ص 299 .
( 3 ) . 111 ، ط 1 ، رحلى .
( 4 ) . 249 ، ط 1 .
( 5 ) . صافات / 165 .