تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
بايد نخست طلوع و غروب معكوس دانسته شود تا آن تفصيل تحرير گردد ، و بتدريج گفته آيد . قوله « : و ابتداى مطالع از اعتدال ربيعى گيرند ، و مطالع استواء را بعضى از ابتداى انقلاب شتوى گيرند براى نكته اى كه در عمل ظاهر شود » . يعنى ابتداى قوس مطالع جزء را از اعتدال ربيعى يعنى اول حمل بتوالى گيرند ، چه اين كه دانسته ايم كه مطالع قوس مقدار قوسى از معدل است كه با قوسى از منطقه برآيد ، پس تحديد بين نقطه اعتدال ربيعى تا نقطه طلوع را در مطالع قوس دخلى نبود . و همچنين مطالع استوائى را هر گاه از نظيره انقلاب شتوى آغاز كنند ، اعنى مراد مطالع جزء است نه مطالع قوس . و چون مبدء مطالع استوائى را نظيره انقلاب شتوى گيرند مطالع را مطالع بالقبه مى نامند ، و چون مبدء مطالع استوائى را اول حمل گيرند مطالع را مطالع فلك مستقيم و مطالع كره منتصبه گويند چنان كه در اوائل همين درس گفته آمد ، پس چون بر مطالع استوائيه صد درجه ( 90 ) افزايند مطالع بالقبة حاصل شود فافهم . بدان كه عبارت اخير قوشچى درباره مطالع بالقبه ، مطابق اكثر نسخ مطبوع و مخطوط كه در دست داريم چنان بود كه نقل كرده ايم ، و در بعضى نسخ عبارت آن چنين آمده است « : و بعضى مطالع استوائى جزء را ابتداء از اول جدى گيرند براى نكته اى كه در عمل ظاهر شود » ، حسن اين عبارت اين است كه در آن تصريح شده است كه مراد از مطالع استوائى مبتدء از اول جدى ، مطالع استوائى جزء است . و اول جدى همان نقطه انقلاب شتوى است . كيف كان در تحديد مطالع استوائى چه تعبير به ابتداء از انقلاب شتوى بشود ، و چه تعبير به ابتداء از اول جدى ، عبارت ناتمام مى نمايد ، زيرا مطالع بايد از معدل النهار محسوب شود نه از منطقة البروج ، لذا حق اين است كه گفته شود : « مطالع استوائى جزء را بعضى ابتداء از نظيره انقلاب شتوى يا ، ابتداء از نظيره اول جدى گيرند بنابر نكته اى كه در عمل ظاهر شود » . بدان كه مطالع جزء بلدى را هيچگاه از نقطه نظيره انقلاب شتوى نگيرند ،