تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
ذب دفع « 1 » است و جزية سرگزيه « 2 »
قذف و رمى است و شتم و سب خوارى « 3 »
عرف « 4 » بوى است و عرف نيكوئى * مسك مشگ و برائة بيزارى

القطعة الثالثة و الثلثون فى بحر المجتث المثمن المخبون المقصور فى معرفة اوزان الفلزات

زهى رخ تو زده طعنه بر مه ده و چار
ربوده چشم تو از جان بيقرار قرار
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن * بگوى مجتث و اين قطعه را بكن تكرار
هامش
( 1 ) دفع نيز عربى است يعنى دور كردن و رد نمودن بنابر شهرت تفسير بان شده ( 2 ) گزيت بفتح اول و كسر ثانى زرى كه از رعايا باسم خراج و از كفار باسم جزيه گيرند ( برهان جامع ) آنچه شهرت دارد بكسر اول و فتح ثالث است و معرب آن جزيه باشد و سرگزيت زرى باشد كه سر شمار از كفار اهل ذمه گيرند اگر چه بايد سرگزيه باشد زيرا جزيه معرب آنست نهايتش در فرهنگ جهانگيرى بفتح گاف و كسر زاى و سكون تحتانى و به اين بيت مستند گرديده خراج قيصر روم است و سرگزيت خلم بهاى بندگى رام راى با جيپال و نظامى نيز گفته است گهش خاقان خراج چين فرستد . گهش قيصر گزيت دين فرستد ( برهان قاطع ) ( 3 ) قذف دشنام دادن و سنگ انداختن كه سنگسار كردن باشد رمى انداختن و دشنام دادن ( كنز ) شتم و سب دشنام دادن و چون لازمه همه اين معانى خوارى و خفت است شيخ همه را بخوارى ترجمه نموده و الا خوارى معنى مطابقى هيچكدام نيست ( 4 ) عرف بوى خوش و بوى هر چه باشد ( كنز اللغة ) اكثر اهل لغت گفته اند كه اكثر در بوى خوش استعمال مىشود .