الله است و الله و رحمن خداى
دليل است و هادى تو گو رهنماى
محمد ستوده « 1 » امين استوار « 2 »
به قرآن ثنا « 3 » گفت وى را خداى
صحابة است ياران و آل اهل بيت
كه اسلام و دين شد از ايشان بپاى
سما « 4 » آسمان ارض وغبرا « 5 » زمين
محل و مكان و معان است جاى
سقر دوزخ و نار آتش ولى
چه جنت ؟ بهشت آخرت آنسراى
رئة شش قفا « 5 » حيره و رجه روى
فخذ ران عقب پاشنه رجل پاى
شفه « 6 » لب لسان چه ؟ زبان فم « 7 » دهان
يد و جارحه دست و حلقوم ناى
فرس اسب و بغل استر و سرج زين
بعير اشتر است و جرس چه ؟ دراى
رجل مرد و مرئه « 8 » زن و زوج جفت
غنى مالدار است و مسكين گداى
قنات است كاريز و عذب آب خوش
چه ينبوع ؟ چشمه حمأ است لاى « 9 »
هامش
( 1 ) ستوده بكسر اول بر وزن فزوده .
( 2 ) استوار بضم اول بر وزن خشگوار
( 3 ) ثناء بفتح اول و ثانى و الف ممدوده بمعنى ستايش نمودن است و در شعر براى ضرورت بالف مقصوره خوانده مىشود در اين شعر و بعد آن استخدام است .
( 4 ) سماء و غبراء هر دو باالف ممدوده است و لكن براى درست بودن وزن شعر هر دو را مقصوره بايد خواند و آسمان به سكون سين صحيح است .
( 5 ) شارح طالقانى گفته حير بكسر حاء حطى و اخفاء هاء فارسى ماوراء النهر است و در برهان قاطع گفته قفاهير بر وزن مشاهير صورت خوب و روى نيكو را گويند ظاهرا اين اشتباهى است از برهان .
( 6 ) شفه بفتح و كسر شين
( 7 ) فم بحركات فاء و تخفيف ميم منقلبه از واو
( 8 ) مرئه بحركات ميم
( 9 ) لاى فارسى است يعنى گل تيره و سياه كه در ته حوضها و جويها نشيند و معانى ديگر دارد كه اينجا مراد نيست .