فعلاتن فعلاتن فعلن
مىشود طبع تو را جانب بحرش رهبر
زمحرم چو گذشتى بودت ماه صفر * دو ربيع و دو جمادى زپى يكديگر
رجب است از پى و شعبان رمضان و شوال * پس بذى القعده و ذى الحجة بكن نيك نظر
القطعة الملحقة فى بحر المجتث المثمن المقصور فى اسامى كل ثلث ليالى الشهور العربية
زهى جبين تو خورشيد آسمان وفاق
هلال ابروى تو در سپهر « 1 » خوبى طاق
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن * بخوان و ضبط كن اينقطعه را باستحقاق
براى هر سه شب از ماه نام مخصوص است * باصطلاح عرب ، بشنو اى مه آفاق
غرر نفل تسع آنگه عشر دگر بيض است * درع ظلم چو حنادس و آدمى است و محاق « 2 »
القطعة الثالثة و العشرون فى بحر الهزج المثمن الاحزب المقبوض الازل فى اسامى السنين التركية
گر بيخبرى زسال ايغور و تتار « 3 »
بشنو خود را ظلمت جهل برآر
هامش
( 1 ) يعنى در آسمان .
( 2 ) شب اول و دوم و سوم را غرر و شب چهارم و پنجم و ششم و را نفل گويند به همين ترتيب هر سه شب تا آخر حنادس جمع حندس و دآدى بر وزن لالى جمع دؤدؤ بر وزن لؤلؤ است ديداء و دأدأ بر وزن دحداح نيز صحيح است و در محاق حركات ميم جائز است
( 3 ) بدانكه تركان دورى نهاده اند كه بر دوازده ميگردد هر يكى را بنام حيوانى نسبت كرده اند و آن سال را بنام آن حيوان ميخوانند و حوادث آن سال را از خوى آن حيوان بدر آرند و سال اول را بنام موش تا آخر به همان ترتيبى كه در شعر مذكور است قرار دهند .