و مشابه عالم عينى مىگردد ، لذا مشايخ اهل علم و عرفان تصريح فرمودهاند كه :
« عالم ، صورت آدم يعنى انسان كامل است » .
چو آدم را فرستاديم بيرون * جمال خويش بر صحرا نهاديم
ابن ابى جمهور - قدّس سرّه - در « مجلى » از امير المؤمنين عليه السّلام ، و فيض - رضوان اللّه تعالى عليه - در « صافى » از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند : « 1 »
الصّورة الانسانيّة هى اكبر حجج اللّه على خلقه ، و هى الكتاب الّذى كتبه بيده ، و هى الهيكل الّذى بناه بحكمته ، و هى مجموع صور العالمين ، و هى المختصر من اللّوح المحفوظ ، و هى الشّاهدة على كلّ غائب ، و هى الحجّة على كلّ جاحد ، و هى الطّريق المستقيم الى كلّ خير ، و هى الجسر ( الصّراط خ ل ) الممدود بين الجنّة و النّار .
چه مهر بود كه بسرشته يار در گل من * چه گنج بود كه بنهاد دوست در دل من
به دست خويش چهل صبح باغبان ازل * نماند تخم گلى تا نكاشت در گل من
غرض اينكه عالم ، صورت فعليّهء آدم است
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 2 » .
و عالم و آدم مظاهر اسماء و صفات الهىاند بلكه
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 3 » » ، و به تعبير خواجهء طوسى در آغاز « آغاز و انجام » : « سپاس آفريدگارى را كه آغاز همه از اوست و انجام همه با اوست بلكه خود همه اوست » . لذا مبدأ ، عين معاد است كه بدايت و غايت وجود و ايجاد است ، و تفاوت به دو اعتبار است ،
« إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى »
« 4 » .
كب - تبصره : اتّحاد يكى شدن دو چيز است ،
و از آنچه كه در حقيقت علم و اتّحاد آن با معلوم گفتهايم دانسته شد كه علم و عالم و معلوم مفاهيم متعدّدهاند و از يكديگر ممتاز و با هم متغايراند و در وجود ، يك وجود و شخصيّت و يك ذات
هامش
( 1 ) - « شرح اسماء » متأله سبزوارى ، ص 12 .
( 2 ) - سورهء بقره 2 - آيهء 31 .
( 3 ) - سورهء حديد 57 - آيهء 3 .
( 4 ) - سورهء علق 96 - آيهء 8 .