تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
است حادث است پس ممكنات حادث ذاتى هستند . در صحف كريمهء سلّاك الى اللّه نيز بحث در حدوث عالم و قدم فيض معنون است به اين معنى كه تعطيل در هيچ اسمى از اسماء اللّه نيست
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 1 » . و جميع اسماء و صفات الهى دمبدم در ظهور و تجلّىاند كه از ظهور و بروز به يوم تعبير شده است ، و تكرار در تجلّى را روا نمىدارند و قائل به تجدّد امثال‌اند كه حركت در جوهر شعبه‌اى از آنست ، محجوب به تجدد امثال پى نمىبرد و يك‌چيز پندارد . حكيم سنائى فرمايد :
عارفان هردمى دو عيد كنند * عنكبوتان مگس قديد كنند
و عارف قيّومى ملّاى رومى در « مثنوى » فرمايد :
هرزمان نو صورتى و نو جمال * تا ز نو ديدن فرو ميرد ملال هرنفس نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مىرسد * مستمرى مىنمايد در جسد آن ز تيزى مستمر شكل آمده است * چون شرركش تيز جنبانى به دست شاخ آتش را بجنبانى بساز * در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى مدت از تيزى صنع * مىنمايد سرعت انگيزى صنع
و نيز شيخ شبسترى در « گلشن راز » فرمايد :
جهان را نيست مرگ اختيارى * كه آن را از همه عالم تو دارى ولى هرلحظه مىگردد مبدل * در آخر هم شود مانند اول هميشه خلق در خلق جديد است * و گرچه مدت عمرش مديد است هميشه فيض فضل حقّ تعالى * بود از شأن خود اندر تجلّى از آن جانب بود ايجاد و تكميل * وزين جانب بود هر لحظه تبديل
و از اين‌گونه بيانات به نظم و نثر در مسطورات و مسفورات مشايخ اين سلسله بسيار است و در اين مطلب عرشى آيات و روايات چند در تأييد خود ذكر كرده‌اند .
هامش
( 1 ) - سورهء الرحمن 55 آيهء - 29 .