فلوطين كه وى را فلوطينس و پلوتينوس
( Plotinus )
و افلوطين نيز گويند بعد از استادش مؤسّس سلسلهء افلاطونيان اخير به نام آمونيوس ساكاس
( Ammonius - Saccas )
رئيس افلاطونيان اخير و آكادميان جديد يعنى رئيس مكتب و مذهب نو افلاطونى است . تاريخ تولّد وى را از 203 تا 205 ميلادى گفتهاند و در هفتاد سالگى درگذشت .
« اثولوجيا » به ده ميمر تنظيم شده است و قدماء به عشرهء كامله نظر خاصّ داشتند .
شيخ رئيس منطق « اشارات » را برده منهج ، و حكمت آن را برده نمط نهاده است .
ميرداماد « قبسات » را برده قبس ترتيب داده است ، و همچنين در اين موضوع شواهد بسيار است . كلمهء ميمر
( Mimer )
در لغت فرانسه يعنى چيزى را با اطوار و اشارات بيان كردن . و دور نيست كه ميمر از اصل گرگ نيز به ايماء و اشاره چيزى را بيان كردن باشد . از اينروى كه كتاب مذكور در معرفت علم ربوبى و در ارتقاء نفس به مقامات و كمالات انسانى به ايجاز و رمز ، حقايق را بيان كرده است .
اتحاد عاقل به معقول مستفاد از كلام ارسطو
در رسالهء « يكصد و پانزده سؤال » اسكندر از استادش ارسطاطاليس و جواب ارسطو ، از جملهء آنها اينكه :
اسكندر مىگويد :
گفتم : عقل چيست ؟ گفت : جوهرى چالاك ، يعنى جوهرى محيط بر همه چيز .
گفتم : علم چيست ؟ گفت : چالاك شدن جان بر هرچه جز او است .
گفتم : معدن ما از كجا است ؟ گفت : از آنجا كه آمديم .
گفتم : از كجا آمديم ؟ گفت : از آنجا كه اوّل كار بود .
گفتم : به چه دانيم كه از كجا آمديم ؟ گفت : ازيرا چون علم مىآموزيم پيشتر مىرويم .