ولى چون حق بدين حقيقت و واقعيت در ديده حق بين موحد در مجالى و مظاهر آفاق و انفس متبين شده است جز او را مانند نقش دومين چشم احول باطل مى يابد . بقول شاعر مفلق مخضرم ابوعقيل لبيدبن ربيعه عامرى : الاكل شى ما خلا الله باطل .
مير در قبسات گويد : قال الشيخ تقدم البارى على العالم هو تقدم بالوجود ( ص 123 ط 1 ) . و از قيصرى نيز در شرح سبقت رحمته غضبه ، تقدم بالوجود را نقل كرده ايم . و چون حق مساوق با وجود است ميتوان گفت تقدم بالوجود و تأخر بالوجود ، چنان كه تقدم بالحق كه حكيم فلسفى متوغل در حكمت متعاليه را با عارف محقق در اين قسم سبق نيز وفاق باشد .
و چون اقسام سبق ولحوق معلوم گردد ، اقسام مع نيز معلوم خواهد شد . مثلا حوادث مجتمع در زمان واحد معيت زمانى دارند ، و دو مفهو متساوى معيت رتبى دارند ، و دو علت ناقصه يك معلول معيت طبعى دارند و هكذا . و براى بحث تفصيلى و تحقيقى آن به فصل هشتم مرحله نهم اسفار رجوع شود ( ج 1 ط 1 ص 267 وج 3 ط 2 ص 268 ) .
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 533
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٣٣