در فصوص آتى سخن از رؤيت و لقاء نيز به ميان مى آيد . اينك اين فص را به اين چند بيت طليعه قصيده غراء رائيه سنايى كه زيادت از صد و هشتاد بيت است ، و به نقل جامى در نفحات الانس آن را رموز الانبياء و كنوز الاولياء نام نهاده و بسى معارف و حقائق در آن درج كرده است ، ختم مى كنيم :
طلب اى عاشقان خوش رفتار
طرب اى نيكوان شيرين كار
تا كى از خانه هين ره صحرا
تا كى از كعبه همين در خمار
در جهان شاهدى و ما فارغ
در قدح جرعه اى و ما هشيار
زين سپس دست ما و دامن دوست
بعد از اين گوش ما و حلقه يار