تصريح مىشود كه ملائكه علوم ابداعيه اند ولى بحث فص در فحص خصال سه گانه نبوت است كه بايد يكى از ديگرى مشخص باشد و معلوم است كه مكتوب ما فى اللوح المحفوظ كه كتاب و وحى است غير از آورنده آنست كه ملك باشد . و جان نبى هم از مكتوب ما فى اللوح المحفوظ منتقش مىشود كه كتاب آسمانى مياورد . و هم از ذوات ملائكه كه مكتوب ما فى اللوح المحفوظ را از آنان به صورت وحى ميگيرد ، و ذوات ملائكه را متمثل در صقع ذات خود مى بيند .
فتبلغ مما عند الله كه آخرين جمله فص است مطابق نسخه مطبوع حيدر آباد دكن است و ما اين وجه را برگزيديم و ديگران آوردند فتبلغ مما عند الله الى عامة الخلق . و شنب غازانى هم در شرح دارد كه فتبلغ ما استفادت منها مما عند الله من الاحوال والاحكام الى عامة الخلائق لتكمل نفوسهم بحسب قوتيها النظرية و العملية و يجعلها مستعدة للسعادة الدينية و الدنيوية . و شايد كه زياده ت ( الى عامة الخلق ) كلام شنب غازانى باشد كه ديگران جزء متن قرار دادند .
و ضمير فتبلغ راجع به نبوت است چنان كه فتأتى . و احتمال رجوع آن به ملائكه كه . رسل اند و مما عند الله را به نبى ميرسانند اگر چه معنى صحيح ميدهد ولى سياق عبارت و موضوع بحث اباى از اين احتمال دارد بلكه مسلما وجه اول متعين است .
توضيحا گوئيم : در اين فص به خصال سه گانه اى كه حكماى الهى براى نبى كه صاحب نفس قدسى است آورده اند ، اشارت شده است :
الف : يكى از آن خصال اينكه ماده كائنات مطيع نبى باشد يعنى پيغمبر كسى است كه مىتواند در طبايع كائنات و مواد آنها تصرف كند و صورت هر عنصرى را به صورت ديگر در آورد كه عالم كبير همه بمنزله اعضا و جوارح روح قدسى نبى اند و از وى اطاع ت مى كنند .
و در انسان بحسب ارادات مختلفه روح احوال گوناگون پديد
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 192
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٩٢