فص 25 [ در دفع ايرادى بر تعريف لذت و الم ، و علت اشمئزاز نفوس از عرفان به حق و تحصيل معارف حقه است ]
ما كل مائل اللذة يشعربها . ولاكل محتاج الى صحة ، يفطن لها بل قديعاف . أليس الممرور يستخبث الحلو و يستبشعه ؟ أليس من جوع بوليموس يعاف الطعام و يذوب بدنه جوعا ؟ .
ما كل متقلب فى سبب مولم يحس به . أليس الخدر لايولمه احراق النار ولا اجماد الزمهرير ؟
ترجمه : نه هر مائل لذت شعور به لذت دارد ، و نه هر محتاج به صحت ، فهم باحتياج صحت مىكند بلكه گاهى ناخوش دارد ، نه اين است كه ممرور شيرينى را بد دارد و بى مزه اش ميشمارد ؟ و نه اين است آن را كه جوع بوليموس است طعام را ناخوش دارد و حال اينكه بدنش از گرسنگى آب مىشود ؟
نه هر كه در سبب مولمى افتاده الم را حس مىكند . نه اين است كه خدر را نه سوزاندن آتش رنج ميدهد و نه خشك كردن سرماى سخت .
دفع ايرادى بر تعريف لذت والم ، و بيان علت اشمئز از نفوس از معارف حقه
بيان : اين فص در دفع ايرادى است كه بر تعريف لذت و الم شده است ، تا از اين فص و فص بعدى نتيجه گرفته شود كه علت اشمئز از اكثر نفوس از عرفان حق و تحصيل معارف حقه و ديگر لذائذ عقليه