ولىّ ؛ زيرا بنابر اظهر جايز است ولىّ به ولايت بر صغار با عدم مفسده يا وجود مصلحت براى صغار درخواست قصاص كند كه لازمهاش اين است كه ديگر صغار حقى از ديه ندارند .
حقّ مقتول از قصاص و ديه
6185 . آيا مقتول پيش از فوتش نسبت به قصاص داراى حقّ مىباشد ؟ آيا نسبت به ثلث ديه هم داراى حقّ نيست ؟
ج . قصاص ، حقّ ورثه است و مقتول پيش از موتش در آن حقّى ندارد . ولى در ديهى خطايى نسبت به ثلث آن به وصيت حقّ دارد و الحاق ديه صلحى كه بدل از قصاص است به آن خالى از رجحان نيست و تا پيش از موت در جامع بين قصاص طرف و قصاص نفس حقّ دارد و اثر فعلى جنايت را كه طرف باشد ، حقّ عفو دارد منجّزاً و سرايت به قتل امر ديگرى است كه حادث پس از عفو است كه مربوط به قبلى نيست و زايد بر معفوّ عنه است و آن حقّ ورثه است .
كشتن مجروحان جنگى دشمن
6186 . اگر فرضاً كسى هنگام جنگ ، مجروحان دشمن را كه اميدى به حياتشان نبوده ، يا اسيران آنها را ، تير خلاص زده باشد و لو براى اين كه كه زياد زجر نكشند ، چه حكمى دارد ؟
ج . ضارب مسئول قتل آنها است ، هر چند براى اينكه آنها زياد زجر نكشند زده باشد و اين قتل عمد است ، مگر اينكه ثابت شود مقتول حيات مستقرّه نداشته است . خلاصه آن كه ولىّ مقتول طلبكننده قصاص يا ديه است و اگر دسترسى به او نيست ، بايد ديهى او را به حاكم شرع بدهد .
مرگ بر اثر ضرب و امراض ديگر
6187 . فردى در اثر ضربهاى ، باعث قتل ديگرى شده است . پزشك قانونى چنين نظريّه