فرزند مرده يا با هم مردهاند . اگر قراين حدسية و امارات ظنيّه مانند قول پزشك به صورت نظريّه و نه شاهد قضيّه ، بر تقدّم مرگ فرزند دلالت كند ، آيا كفايت مىكند يا بازهم حكم شكّ جارى است و از هم ارث مىبرند ؟
ج . اگر اطمينانآور باشد ، بلى كفايت مىكند .
عدم امكان بازپس گيرى هبهى به فرزند ، توسط ديگر ورثه
6070 . پدرى در زمان حيات ، مقدارى از ملك شخصى خود را در حضور شهود به يكى از فرزندان خود هبه كرده است . آيا بعد از فوت پدر ، وارثين مىتوانند آن مقدار بخشيده شده را بين خود تقسيم يا تبديل به قيمت نموده ، پول بگيرند يا آن مقدار مال آن فرزند است كه به او بخشيده شده است ؟
ج . اگر هبه صحيح بوده و اقباض شده است ، وارثين نمىتوانند مال موهوب را ببرند و بگيرند .
تقسيم اموال مشترك بين بچههاى كوچك و بزرگ
6071 . بين چند وارث اگر تعدادى كبير از يك مادر - كه مادرشان در زمان بودن ولىّ ، از دنيا رفته است - و يك صغير از يك مادر - كه در زمان بودن ولىّ ، طلاق شرعى داده شده است - و دو صغير از يك مادر - كه همسر قانونى و شرعى ولىّ بوده است - و ولىّ از دنيا رفته ، بعد از وفات ولىّ همسرى كه طلاق گرفته بود ، قيّم فرزندش شده و تقاضاى تقسيم اموال نموده است و وارثين كبير اجازه تصرف در اموال ندادند و قيّم دو صغير هم اجازه ندادند و دو صغير هم كبير نشدهاند تا خود اجازه دهند ، آيا مىشود در اين اموال تصرف نمود ؟
ج . اگر احتمال بدهند كه مصلحت در تقسيم باشد ، به حاكم شرع مراجعه نمايند و با امر او انجام دهند .