همگى پدرى هستند ، مال پنج قسمت مىشود : چهار قسمت آن به دو برادر و يك قسمت به خواهر داده مىشود و حكم صورتهاى ديگر هم در رساله ذكر شده است ، و اللَّه العالم .
ضمان وصىّ
5977 . فردى ثلث اموالش را مورد وصيّت قرار داده است و در اثر تصادف با كاميون فوت كرده است ، چون راننده خطاكار از شغل رانندگى عايلهاش را اداره مىكرده است و او را زندانى كرده بودند ، كبار ورثه رضايت دادند تا او را از زندان بيرون آورند . سپس به او تذكّر مىدهند كه مقتول چهار صغيره دارد ، بايد به آنها رسيدگى كنى تا كبير شوند ، بعد از بلوغ و رشد مىتوانند سهم الارث خود را مطالبه نمايند .
اكنون قاتل ناپديد و مفقود الاثر شده است ، وصىّ هم بر اثر جهل به مسأله نمىدانست كه ثلث ديه داخل در وصيّت است و بايد مطالبه مىكرد كه نكرده است . حال آيا وصىّ ، ثلث ديه را مديون است يا كبار ورثه و در صورت ضمان ، ثلث يوم التّلف را بايد بدهد يا يوم الادا را ؟
ج . اگر مىتوانست وصول كند و نكرد ، ضامن است و تفاوت بين دو زمان را احتياطاً ضامن است .
بخشش تمام اموال به فرزندان و حكم طلاهاى باقيمانده
5978 . مادرى در حال حيات ، تمام اموالش را به فرزندانش بخشيده و بين آنها تقسيم نموده است و وصيّت كتبى و تأكيد مكرّر شفاهى نزد خويشان و غير آنها نمود كه فقط طلاهاى زينتى مرا صرف نماز و روزهى من و شوهرم كنيد و آن را نزد يكى از پسرهايش سپرده است . آيا اكنون كه وفات كرده ، وارثين در طلاها حقّى دارند ؟
ج . ظاهراً فقط در ثلث طلاها حق وصيّت دارد و زايد از آن مال ورثه است ؛ مگر