تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣

عبور از معابر عمومىِ غصبى

5654 . زمين‌هاى كشاورزى يا مسكونى و تجارى كه مالكين آن‌ها افراد زيادى بودند و آن زمين‌ها را به خيابان ، كوچه و معابر عمومى تبديل كرده‌اند ، آيا رفت و آمد براى عابرين كه نه غاصب هستند و نه جرى بر غصب غاصبين مىكنند و چه بسا مضطرّ به عبور از آنجا باشند ، جايز است ؟ ج . ملكيّت زمين‌هاى مفتوح العنوه ( آن چه از انفال نيست ) به تبع ملكيّت بنا است و با تخريب بنا ، ديگران كه از آن زمين عبور مىكنند ، غاصب نيستند . و در غير آن زمين‌ها ، اگر مالكين بر بازپس‌گيرى قدرت دارند يا نرفتن يا رفتن شخص اثرى در غصب غاصب دارد - مانند اينكه همه از آنجا نروند - كه در اين فرض عبور از آنجا حرام است . ولى اگر اجتناب شخص هيچ اثرى در غصب ندارد ، اگر تصرف او جزئى و مختصر باشد ، به گونه‌اى كه اگر اجرت آن را به مالك بدهد ، چه بسا اجرت را قبول نكند ، از طرف او صدقه بدهد و اگر تصرف او زياد باشد ، بايد اجرت آن را به مالكين بپردازد و اگر دسترسى به آن‌ها ندارد ، صدقه بدهد ، يا اگر مالك مرده و ورثه هم معلوم نيست ، براى آن مرده فاتحه يا خيرات و مبرّات بفرستد .

واگذارى زمين توسط شهردارى براى مسجد و پيدا شدن مدّعى

5655 . قطعه زمينى از طرف شهردارى جهت احداث مسجد به هيأتى واگذار گرديده است . اخيراً شخصى مدعى است كه مالك زمين است و شهردارى به زور زمين را از او خريده است ، آيا نماز خواندن در اين مسجد جايز است ؟ ج . اگر مغصوب بوده و راضى نباشد ، مسجد نمىشود ؛ ولى بهتر است مالك اصلى ، اصل زمين مسجد را رضايت دهد .

تصرف غاصبانه مستأجر بعد از انقضاى اجاره

5656 . اگر زمان اجاره مغازه ، منقضى شود و مستأجر نتواند مالك را به اجاره مجدد