بايد نزد حاكم شرع نافذ الحكم ثابت نمايند ، پس از آن به طور احسن مبادله نمايند . . . »
قسمتى از اراضى مسكونى در ابتداى انقلاب اسلامى به وسيله سازمان زمين و مسكن قزوين جهت احداث ساختمان مسكونى در اختيار شركتهاى تعاونى مسكن و يا به متقاضيان فروخته شده بود ، اين گروه به ادّعاى اينكه اين اراضى را از دولت خريدهاند ، عرصه و اعيان را متعلق به خود دانسته و در نتيجه با تجمّع در مساجد و ارسال طومار و نامه براى مسئولين و درج در جرايد و متعاقباً تشكيل جلساتى در دفتر امام جمعه محترم و بخشدارى و فرماندارى ، خواهان ادامه تعلّق عرصه به صاحبان اعيان گرديدند و نهايتاً پس از انقلاب از مراجعه به دفتر موقوفه و تنظيم سند اجاره و پرداخت اجاره عرصه خوددارى نمودند و عملًا اين قسمت از اراضى موقوفه مسلوب المنفعه گرديد ، و از طرفى اداره زمين و مسكن قزوين آمادگى خود را براى تأمين زمين معوّض اعلام داشتند .
آيا وضع موجود از نظر مسلوب المنفعه ماندن قسمتى از اراضى موقوفه ، مشمول قيد مندرج در وصيتنامه مىباشد ؟
آيا مبادله به نحوى كه مطرح است و به شرط احسن بودن معوّض به صلاح موقوفه است يا متولّى را به طريق ديگرى ارشاد مىفرماييد ؟
ج . اگر راهى ديگر نيست و از احسن وجوه ممكنه باشد ، اشكال ندارد .
تكليف سهم موقوف عليه در صورت فوت
5537 . واقف محترمى پنج دانگ از ششدانگ املاكى را بر اولاد ذكور ( فرزندان پسر ) خود على نحو التشريك و التسويه ، بطناً بعد بطن و نسلًا بعد نسل وقف نموده و در صورت انقراض فرزندان پسر ، بر فرزندان دختر و در صورت انقراض و نبودن اولاد ، منافع اين پنج دانگ صرف تعزيهدارى شود و توليت آنها را براى خود قرار داد و بعد خود مفوّض داشت به اولاد ذكور خود نسلًا بعد نسل و بطناً بعد بطن با تقديم اصلح و ارشد و ابقاى آنها . واقف محترم داراى شش فرزند ذكور بوده و هر يك از شش