وى حلال است ؟
ج . زن او در عدهى وفات است ، با رجوع به او حلال نمىشود ، نياز به عقد مجدّد دارد .
ادعاى تعويض دختر هنگام عقد
5010 . صيغهء عقد دائم جارى شده و عاقد مىگويد : با وكالت از زوج بوده است و دو شاهد هم حاضر بودند . ولى زوج مىگويد كه عقد باطل است ، زيرا من از مجلس بيرون رفتم و دختر را عوض كرده بودند و صيغه بدون وكالت و رضايت من جارى شده است . زوج شهادت شهود را هم قبول ندارد . آيا قول وى پذيرفته مىشود ؟
ج . زوج مدّعى فساد است كه خلاف ظاهر امر است ، زيرا ظاهر حمل بر صحّت است و بايد فساد را اثبات كند .
لزوم اطلاع به زوج با فرض حرام بودن زن بر او
5011 . اگر بدانيم زوجهى فردى بر او حرام است ، ولى خودش به جهت جهل به حكم نمىداند ، آيا واجب است وى را آگاه كرد ؟
ج . واجب است به او گفته شود ، زيرا جهلش عذر نيست .
اختصاص ازالهى بكارت به جماع
5012 . دخترانى كه با جماع پردهى بكارت آنها زايل نمىشود و اصل جماع هم قابل اثبات نيست ، آيا حكم باكره را دارند ؟
ج . اگر دخول دربارهى آنها ثابت شود ، ديگر حكم باكره ندارند .
عدم صدق نشوز با عدم امنيّت جانى و ناموسى براى زن
5013 . مردى زوجهاش را كتك و افتراهاى فراوان ناموسى و حيثيّتى مىزند . زوجه در اثر