بيمار را رها نمايد ؟
ج . اگر در چنين مواردى پزشك مكلّف به حفظ نفس محترمه از خطر نباشد ، مىتواند .
3 ) در فرض فوق آيا بايد با تكتك بيماران شرط نمود و با امضاى پرسشنامهى مربوطه و يا گذاشتن اطلاعيه در مراكز درمانى مبنى بر اينكه مراجعهى بيماران ، نشانگر قبول اين شرايط است ، يا به اطلاع رساندن حتى از طريق رسانههاى گروهى كه مراجعهى شما نزد پزشك به اين شرايط ، مترتّب است ، از پزشك رفع مسئوليت شرعى مىنمايد ، به طور مثال اگر قبل از عمل جراحى ، بيمار مجبور به امضاى شرايطى باشد كه در صورت هرگونه ناموفق بودن جراحى ، وى هيچگونه حق و حقوقى بر جراح و بيمارستان ندارد ، آيا در صورت هرگونه اختلال در جراحى ، مىتوان مدعى شد با توجه به امضاى قبلى بيمار ، كادر درمانى هيچ مسئوليت شرعى بر عهده ندارند ؟
ج . در صورتى كه شرح تفصيل را براى تكتك بيماران ذكر كرده باشد و بعد خود مريض - با حفظ مشاعر ( حواس ) و كمالش - اذن داده باشد يا ولىّ او اجازه داده باشد ، آن وقت پرشك مسئوليت تكليفيّه ندارد و مسئوليت وضعيّه ( ضمان ) هم ممكن است مرتفع باشد .
4 ) در فرض فوق اگر بيمار كاملًا بىهوش باشد ، آيا مىتوان از خويشان بالغ وى اجازه گرفت و يا با آنها شروط فوق را انعقاد نمود ؟
ج . اگر ولىّ خاصّ نداشته باشد ، احتياط در مراجعهى امر به حاكم شرع است .
5 ) در فرض فوق اگر بيمار ، كاملًا بىهوش باشد و در حال حاضر هيچ شخص بالغ يا نابالغ كه خويشاوند وى باشد نيز در دسترس نباشد و از طرفى در خطر فورى باشد ، جهت اجازه و شرط ، آيا مىتوان طبق وظيفهى پزشكى هرگونه اقدام ممكن را بدون اجازه انجام داد ؟ و اگر به علت خوف از عدم تأثير درمان و كمك به تسريع مرگ و
استفتائات (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: الشيخ محمد تقي بهجت
ص١٦٠