وطنيّت مىكند . براى جواز افطار روزه ، قصدش بايد چگونه باشد ؟
ج . بايد قصدش به گونهاى باشد كه عرفاً آن را اعراض بدانند ، زيرا قصد اعراض به قطع تمام علايق از آنجا محقّق مىشود كه اعراض عملى هم مىخواهد و به مجرّد قصد ، اعراض تحقّق نمىيابد .
انصراف از اعراض از وطن
3031 . شخصى از زادگاهش اعراض مىكند و پس از دو ماه منصرف مىشود ( با توجه به اين كه قصد بازگشت به زادگاه و سكونت در آنجا را نداشته است ) ، آيا اعراض او محقق مىشود يا خير ؟
ج . اگر انصراف او از اعراض صورى و ظاهرى است ، اعراض او محقق مىشود .
اعراض و عدم اعراض از وطن
3032 . فردى در وطن اصلى - كه محلّ تولّدش بوده است - ، تا شانزده سالگى زندگى كرده و سپس به تهران هجرت مىكند و اكنون سى سال است در تهران سكونت دارد .
وى از وطن اصلى اعراض نكرده و هر سال دو يا سه بار به آنجا مىرود و قصد دارد در صورت آماده شدن امكانات ، به صورت هميشگى يا چند ماه در سال به وطن اصلى برگردد . حكم نماز و روزه اين فرد چگونه است ؟
ج . تا زمانى كه اعراض محقّق نشود ، آنجا هم به حكم وطنيّت باقى است .
رابطه اعراض از وطن با ملك
3033 . شخصى از وطن اصلى خود اعراض كرده ، امّا در آنجا املاك دارد ، آيا چنين شخصى با كسى كه ملكى در وطن اعراضشدهاش ندارد ، فرق دارد يا نه ؟ و نيز اعراض از وطن اتخاذى ، با اعراض از وطن اصلى فرق مىكند يا نه ؟
ج . اگر جايى وطن او بوده و در آنجا شش ماه به قصد وطن بودن مانده است و