عدم قطع عضوى از اعضاى او .
1 - اگر اين تشريح براى غرض جنايى بوده باشد ، مانند شناخت سبب وفات .
2 - اگر براى غرض شناخت علمى فقط بوده باشد بعد از وفات شخص .
3 - براى غرض علمى بوده باشد مانند اينكه سبب وفات او را مىدانيم ، و ليكن براى شناخت آثار مرض بر روى جسم فرد مرده تشريح گردد .
ج - جايز نيست تشريح نمودن به مجرد احتمال جنايت ، و از اين ظاهر مىگردد عدم جواز تشريح در دو فرض ديگر ، و تمام اينها در صورتى است كه مرده مسلمان باشد ، و اما اگر كافر يا مشكوك بوده باشد اشكال ندارد تشريح او مطلقاً .
س 1242 - زمانى كه تشريح نمودن ممكن نباشد آيا جايز است گرفتن ذرههايى به وسيله سوزن بعد از وفات او از اجزاى آن مرده ، مانند كبد و ريه كه معتقد است محل اصابت مرض معين بوده با اينكه مىداند بعد از گرفتن ذرهها هيچ اثرى روى او نخواهد گذاشت ؟
ج - جايز نيست آن مانند فرض سابق .
پيوند اعضا
س 1243 - آيا جايز است براى انسان اهدا كند به برادر مؤمن خود يكى از دو چشمش را ، يا يكى از دو كليهاش را ، يا يكى از اعضاى جسمش كه مىتواند بىنياز از او بوده باشد ؟
ج - اما اهدا نمودن يكى از دو كليه يا بعض اعضاى جسم كه از اعضاى رئيسيه بدن نبوده باشد مانند دست و پا ، پس اشكال ندارد ، اما اهدا نمودن يكى از دو چشم جايز نيست .