باقى بود تا در زمرهء بنى هاشم درآمدى !
عمران ( براى اين كه از شر مأمون در امان بماند ) گفت : سپاس خدايى را كه مرا به وسيلهء شما شرافت بخشيد اى اميرمؤمنان !
مأمون از فرصت استفاده كرد و گفت : اى عمران ، اين سليمان مروزى از مهم ترين علماى علم كلام در خطهء خراسان است .
عمران گفت : او گمان مىكند كه از همه كس در علم كلام در خراسان برتر است ، در حالى كه مسئلهء « بداء » را انكار مىكند !
مأمون گفت : چرا با او مناظره نمى كنى ؟ « 1 »
گفت : اين بسته به ميل اوست .
در همين حال ، امام عليه السلام وارد شد و فرمود : در چه موضوعى بحث مى كرديد ؟
سليمان از فرصت استفاده كرد و به عمران گفت : آيا به داورى على بن موسى عليه السلام در بحث بداء راضى هستى ؟
عمران گفت : آرى ، امّا به شرط اين كه دليل قانع كننده اى برايم بياورد كه بتوانم آن را به امثال خود ارائه دهم .
در اين جا مأمون به امام عليه السلام عرض كرد : نظر شما دربارهء اختلاف اين دو نفر چيست ؟
هامش
( 1 ) . شرح معناى بداء از نظر تكوين و تشريع ، در كلام امام عليه السلام خواهد آمد . .