كدام در خدمت اهداف ديگر قرار مىگيرند و هر كدام مىتواند به شكل نهادها و ابزارهاى سازمان يافتهاى ، تجسم پيدا كند .
درباره خط روانى ، فقط بهطور اشاره مىگويم : اين خط در اجتناب از تمام انواع حساسيتها ميان مسلمانان و ايجاد حسن ظن نسبت به ديگر مذاهب اسلامى ، دوست داشتن پيروان اين مذاهب ، همدردى با آنها تجلى مىيابد . بايد با جان و دل به اين واقعيت باور يافت كه تمام مذاهب سرشت مشتركى دارند .
خط تبليغاتى در ايجاد راهبرد تبليغاتى مشترك جهت تقريب ظاهر مىشود كه در آن ، اغلب رسانههاى اسلامى معتقد به روند تقريب در چارچوب راهبرد مشترك به منظور آفريدن فرهنگى به نام « فرهنگ تقريب » شركت مىكنند .
اين مأموريت دست اندركاران رسانههاست كه مأموريت علما را تكميل مىكند . ايجاد فرهنگ تقريب در محافل اجتماعى اسلامى ، در ايجاد آگاهى وحدتگرا و نزديكىخواه و در افكار عمومى اسلامى شكل مىگيرد كه بر مسئولان ، حكومتها ، علما و مؤسسههاى دينى فشار مىآورد . خط سوم ، خط اجتماعى است كه محورهاى آن در هميارى و پاياپايى اجتماعى ميان مسلمانان ، تجلى مىيابد . اين هميارى و همكارى بسيارى از موانع نظرى و علمى را از ميان خواهد بر داشت . در اينجا بايد يادآورى كرد كه لازم است ديدارهاى تقريب فقط محدود به علما يا رهبران مسلمانان نباشد ، بلكه در بين همه طبقات امت ، تسرى پيدا كند .
خط چهارم يعنى خط سياسى ، در ايجاد همبستگى در زمينههاى
ميزگرد تقريب بين مذاهب اسلامى در قاهره - مصر ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: سيد هادي خسروشاهي
ص٥٥