تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
انجام مىدهد ، آگاه‌تر است » . « 1 » برخى از دوستداران ، او را « نفس زكيه » « 2 » مىخواندند كه شهيد صدر كاملا با اين امر به مخالفت برخاست . البته اين مخالفت به جهت ديگر نيز بود ؛ چرا كه بوى انحراف آن به مشام مىرسيد : « هر كس اين را بگويد ملعون است ! بله من دوست دارم كه نفس زكّيه داشته باشم ، ولى مقصود از روايت من نيستم ! هر كدام از ما مىتواند نفس زكيه داشته باشد ؛ البته مفهوماً نه مصداقاً . » « 3 » شيخ صالح جيزانى ، در مورد از خودگذشتگى و تواضع جناب سيّد نقل مىكند : يك بار نزد سيّد شهيد رفتم ، در حالىكه اوضاع جارى در عراق ، بحرانى بود و قيل و قال بر ضد سيّد زياد شده بود . به او گفتم : آقاى من ! صحبت‌ها عليه شما زياد شده ، چه كنيم ؟ ! فرمود : « دوست من ! من منافع عمومى را در يك كفه و محمّد صدر را در كفهء ديگر قرار مىع‌دهم ، اگر منافع عمومى برترى يافت ، محمّد صدر بايد پى كارش برود ! » « 4 »

زهد

آقاى حبيب حسين هاشم نقل مىكند : در اواخر دههء هفتاد ميلادى ، در نجف زندگى مىكردم . يكى از دوستانم به
هامش
( 1 ) . الثوره البيضاء ص 455 . ( 2 ) . روايت بسيارى در كتب روايى از نفس زكيه سخن به ميان آورده‌اند و آن را از علائم قبل ظهور بر شمرده‌اند . ( ر . ك : الروضه من الكافى ، ج 8 ، ص 310 . ) ( 3 ) . عروج سرخ ، ص 93 . ( 4 ) . همان .