شرح آيات :
شرك بردگى و خوارى است
[ 56 ] شرك عبوديت و در قيد بودن است ، و از دست رفتن استقلال و آزادى بشر در برابر نيروهاى طبيعى يا اجتماعى ، و شرك در غل و زنجيرهايى تجسم پيدا مىكند كه انسان آنها را به نام نظامها و قوانين بر خود مىنهد و زندگى خويش را مقيد به آنها مىسازد ، و بشر معمولا اين نظامها را تقديس مىكند . در يك سخن : شرك همان عقبنشينى داوطلبانه از رزق خدايى است به مصلحت طبيعت يا مصلحت مراكز نيرومند . وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ - و براى چيزهايى كه آنها را نمىشناسند ، » مقصود بتان و سران قبيلهها و رؤساى احزاب و نيرومندان استيلا يافته است ، و هر چه كه انسان نمىداند كه آيا خدا به فرمانبردارى و پيروى از او فرمان داده است و در اين پيروى مصلحت راستين او وجود دارد يا نه ؛ مشركان براى اينان . . نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ بهرهاى از آنچه روزى ايشان كردهايم قرار مىدهند . »