مىاندازيم . » اين كوهها با عظمت و ضخامتى كه دارند به حركت مىافتند ، و چون كوهها حركت كنند و بر جاى خود ثابت نمانند ، آيا من مىتوانم بر جاى خود استوار و ثابت بمانم ؟ هرگز . . . چنين است زينت دنيا ، پس امكان ندارد كه به چيزى اعتماد كنى و به آن متكى شوى ، بدان سبب كه آن چيز تا ابد غير ثابت است . وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً - و زمين را هموار شده و صاف مىبينى . » هيچ چيز بر روى زمين ثبات و قرار ندارد ، نه ساختمان و نه درخت و نه تپهها ، و زمين صاف و هموار مىشود . وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً - و ( همهء مردگان را ) زنده كرديم و به محشر آورديم و يكى از آنها را فراموش نكرديم . » پس خدا ، به خاطر آن كه گور كسى در جاى دور افتادهاى است ، يا مدت درازى است كه از دنيا رفته ، يا نام او در فهرست نيامده ، يا نظاير اينها ، او را فراموش نمىكند و همهء مردمان بدون استثنا در زمين صاف و هموار محشر به صورت برهنه و بدون پوشش بر سرپا مىايستند . [ 48 ] وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا - و در صف قرار گرفته به پروردگارت عرضه مىشوند . » / 427 در صفهايى كه از اندازهء آنها هيچ كس جز خدا آگاهى ندارد ، زيرا كه همه آدميانى كه از ميليونها سال پيش تا پايان دنيا آفريده شده بودهاند در آن جا جمع مىشوند و در صفها قرار مىگيرند . لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ - به صورتى پيش ما آمديد كه نخستين بار شما را بدان صورت آفريديم . » مالها كجا است ؟ فرزندان و عشيره كجا ؟ و لقبها و منصبها كجا ؟ و هيچ چيزى از آن روز بر جاى نمانده است ؟ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً - گويا چنان مىپنداشتيد كه هرگز
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 427
مساهمون: احمد آرام
ص٤٢٧