جنودى از صقع ربوبى مىداند ، پس نصب العين و مشهود بصر قلب نبى ، خداست و غير حزب اللّه در بين نيست .
نبى به واسطهء شدت تألّه و توغّل در شهود اللّه و آنچه از صقع اوست در هر چيزى جنبهء يلى الربى و وجههء خدايى را ملاحظه مىنمايد و مىگويد :
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
« 1 » لذا تمام مبادى را خواه مانند عقول قدسيه و انوار اسفهبديه ، مفارق از ماده باشد و يا مانند نفوس منطبعه و قوا و طبايع كه عبارت از صور نوعيه باشند ، مقارن با ماده باشد - حتى اعراض را كه مراتب نازلهء قواى فعليه مىباشند - از جهت تعلقى كه به خدا دارند و جهت نوريهء آنهاست ديده و مىگويد :
« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها »
« 2 » و
« وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ » .
« 3 »
چنان كه در اين نظر حكيم مىگويد : « لا مؤثر فى الوجود الّا اللّه » .
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 115 .
( 2 ) - زمر ( 39 ) : 69 .
( 3 ) - طه ( 20 ) : 111 .