بوده و ابر پايينتر از او بر اهل قريه دامنهء آن كوه مىباريده است . « 1 »
و در صورتى كه بخار كثير بوده ولى متكاثف نباشد ضباب و ابر بدون باران خواهد بود .
و اگر بخار قليل باشد دو قسم است :
يكى آنكه : به واسطهء سردى هواى شب ، منجمد نشده و به صورت قطرات ريز پايين آمده و بر روى برگها و گلها مىنشيند و به آن شبنم گويند .
ديگر آنكه : به واسطهء سرماى شب ، منجمد شده و پايين مىآيد و به آن صقّيع ، يعنى برفك گويند و نسبت آن به شبنم مانند نسبت برف به باران است .
تمام آنچه گفتيم توسط بخار حاصل مىشد .
گاهى هوا به واسطهء شدت سرما متراكم و متكاثف شده و مثلًا به صورت سحاب ماطر درآمده و مىبارد چنان كه مشاهدهء آن از شيخ و غير او نقل شده است و خود ما نيز ممكن است ديده باشيم كه ناگهان در قلّهء كوه يك تكه ابر حاصل گشته و كم كم زياد شده و باريده است .
اما سبب رعد و برق و صاعقه اين است كه اگر دخان در ابر حبس شود يعنى ابخره و ادخنهء كثيرهء مختلطه مرتفع شده و سحاب منعقد گشته و دخان بين سحاب حبس شود ، در اين صورت رعد حاصل مىشود و آن صوت هولناك معروف است .
رعد به واسطهء پاره شدن و شكافته شدن سحاب توسط دخان حاصل مىشود و آن دو گونه است ؛ چون يا حرارتى كه در دخان است و به واسطهء شدت لطافت دخان و يبس آن مقتضى صعود آن به طرف كرهء نار است ، موجب مىشود كه دخان سحاب را از طرف بالا پاره كند و در نتيجه رعد حاصل شود و يا زوال حرارت و شدت تكاثف و ثقل دخان به واسطهء سرماى شديد باعث هبوط دخان به طرف پايين شده و سحاب از آن طرف پاره شده و رعد حاصل مىشود .
گاهى شكافته شدن به گونهاى سخت واقع مىشود كه دخان غليظ و لطيف مشتعل
هامش
( 1 ) - شفا ، بخش طبيعيات ، ص 260 .