رأى انكساغورس
انكساغورس گفته است : اصل عالم ، جسم غير متناهى است كه از اجزاء غير متناهيه از هر جنسى ، تشكيل يافته است . « 1 »
مرحوم حاجى هيچ يك از اين اقوال را قابل اعتماد نمىداند ؛ چنان كه اصل اين قول را كه جسم ، قديم بالذات است باطل مىداند .
اما كسانى كه اصل و مبدأ عالم را قديم دانسته و لكن آن را غير جسم مىدانند دو فرقه گشتهاند :
رأى حرنانيون
حَرنانيون گفتهاند : اصول عالم قدماى خمسه است كه دوتاى از آنها حىّ و فاعل است و آن دو عبارت از بارى تعالى و نفس است . و دوتاى ديگر از آنها را غير حىّ و غير فاعل و همچنين غير منفعل دانستهاند و آن دو ، زمان و مكان است و يكى از آنها را غير فاعل و غير حىّ ، بلكه منفعل دانستهاند و آن هيولى است .
و گفتهاند : هيولى بعد از تعلق نفس به آن ، مورد توجه بارى تعالى قرار گرفته و اقسام اجسام مانند ارض و ارضى و فلك و فلكى حاصل شده است . « 2 »
سپس نفس بعد از افاضهء علم و ادراك از ناحيهء بارى تعالى به آن ، متذكر عالمى كه قبل از تعلق به هيولى داشته است شده و به آن عشق پيدا نموده و به سوى آن ارتقا پيدا مىنمايد .
مرحوم حاجى بعد از نقل اين قول شروع به تهجين و ابطال آن نموده و مىگويد :
« اذ فى الثنى الشرك » در قاموس آمده است : « لا ثنى فى الصدقه » ، « 3 » يعنى در يك سال دو
هامش
( 1 ) - نقد المحصل ، ص 190 ؛ ملل و نحل ، ج 2 ، ص 69 .
( 2 ) - رجوع كنيد به : نقد المحصل ، ص 192 ؛ شرح مواقف ، ج 7 ، ص 221 .
( 3 ) - قاموس ، ج 4 ، ص 311 .