مكان
مطلب هل بسيطه ، يعنى موجوديت شىء بر مطلب « ما » ى حقيقيه ، يعنى اينكه ماهيت شىء چيست ، مقدم مىباشد ؛ زيرا تا شىء موجود نباشد نوبت به ماهيت آن نمىرسد و بايد اول شىء موجود باشد تا دربارهء حقيقت و ماهيت آن تجسس شود .
لذا براى اثبات وجود مكان در مقابل كسانى كه منكر وجود آن هستند مىگوييم :
صاحب وضع بودن مكان و قابل اشارهء حسيه بودن آن به اينكه جسم اينجا يا آنجاست ، وجود مكان را اثبات مىنمايد .
آراء مختلف در حقيقت مكان
همهء عقلا به مكان قائل بوده و بالفطره به آن اشاره مىكنند ، بنا بر اين وجود مكان ضرورى و فطرى عقلا مىباشد ؛ لذا به آن اشارهء حسيه مىنمايند و اگر مكان معدوم بود ، مشارٌ إليه واقع نمىشد .
متكلمين مىگويند : مكان بعد موهومى است و به هيچ وجه در خارج وجود ندارد .
وهم و تخيل براى هر چيزى يك بُعد موهومى در نظر مىگيرد و ابعاد جسم با آن ابعاد موهومه منطبق مىباشد . « 1 »
با توجه به آنچه گفتيم ، اين قول محق پيدا كرده و محو و زايل مىشود .
هامش
( 1 ) - شرح مواقف ، ج 5 ، ص 121 ؛ شرح مقاصد ، ج 2 ، ص 199 ؛ شوارق الالهام ، ص 300 و 309 .