ابطال جزء تجزيه ناپذير
شاهد بطلان جزء لا يتجزى اين است كه : با قول به تركب جسم از جزء لا يتجزى ، قول به هيولى ممكن نيست ؛ زيرا جزء لا يتجزى فصل را قبول نمىكند پس نبايد در جسم هيولى باشد ، چرا كه اگر در آن هيولى باشد چون هيولى قابل فصل و وصل است بايد جزء هم قابل فصل باشد و چون فرضاً جزء قابل فصل نيست پس نبايد جسم هيولى داشته باشد و ناچار بايد كسانى كه به جزء لا يتجزى قائل هستند جزء را بدل هيولى بدانند .
بنا بر قول به جزء لا يتجزى نمىتوان به صورت جسميه نيز قائل شد ؛ زيرا صورت جسميه امتداد است چون در تعريف آن مىگويند : صورت جسميه جوهر قابل ابعاد ثلاثه است . « 1 » و بنا بر قول به جزء لا يتجزى قابل ابعادى وجود نخواهد داشت .
ادلهء بطلان :
الف - تفكّك رحى
صاحب كتاب مىگويد : بدان كه در اين اعصار بطلان جزء لا يتجزى از بديهيات به شمار مىرود ؛ لذا ما در ابطال آن ادله را بسط نداده و فقط به بعضى از آنها اكتفا نمودهايم . يكى از ادلهء ابطال آن ، تفكك سنگ آسياب در صورت قول به جزء لا يتجزى است . « 2 »
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به : شرح اشارات ، ج 2 ، ص 5 ؛ اسفار ، ج 5 ، ص 3 .
( 2 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش طبيعيات ، ص 91 ؛ مباحث مشرقيه ، ج 2 ، ص 25 ؛ اسفار ، ج 5 ، ص 41 - 43 .